|
|
|
|
|
يــا مقلـب القلوب و الابصـار يـا مـدبـر الليــل و النهـــــــار يـا محـول الحـول و الاحــوال حول حالنا الى احسن الحــال
نوروز پيش از آن كه جشن آدميان باشد، حيات دوباره آسمان و زمين است . از سويى، عشق به شكفتن و رويش است كه در دل آدمى موج مىزند و از سويى، چرخش ايام در ميان آدميان.بىترديد، عيد نوروز، عيد طبيعت است، « آغاز بهار و موسم اعتدالطبيعت و لطافت هوا و تعديل شب و روز و رهايى از قساوت زمستان و سردى و سياهىشبهاى ديرپا مىباشد.
« السلام علیک یا اباعبدالله » اربعین حسینی برمحبان و دلسوختگان اهل بیت تسلیت باد
انشالله سال ۸۵ سالی سرشار از موفقیت و بهروزی همراه با تحول درونی برای همه ما باشد
ساحل دل برای تک تک شما دوستان عزیز آرزومند است
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 12:2 توسط ریحانه
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي . من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟ گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود . گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟ گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد . گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟ گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، بارها گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي . گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟ گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار مي کني همان بار اول شفايت مي دادم . گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ... گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... خدايا به خاطر همه عناياتي که به من داري ازت ممنونم . تو تمام لحظه هاي نيازم فقط خواستمت. ولي تو منو واسه هميشه ميخواي . توی اين لحظه هاي ترديد و تنهايي تنهام نذار. قدرت خواستن و رسيدن عطا کن به اين وجود ناتوان و کمکم کن تا من بر زمان حكم برانم ، نه آنكه گوش به فرمان بادا بادايي ايام باشم ...کمکم کن تا پيش از آنكه مرا بفهمند به سوي دركشان گامها بردارم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 19:27 توسط ریحانه
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:33 توسط ریحانه
|
|
||
|
|
|
|
|
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذالک السلام علی الامامین العسکریین آجرک الله یا صاحب الزمان
هتک حرمت حرمين عسکرين و حمله ددمنشانه به بارگاه ملکوتي امام هادي و امام حسن عسکري (ع) بر ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) و همه محبان و دلسوختگان اهل بیت (ع) تسلیت و تعزیت باد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 1:39 توسط ریحانه
|
|
||
|
|
|
|
|
مولای غریبم ! اللهم عجل الولیک الفرج |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 1:32 توسط ریحانه
|
|
||